تحریمی دیگر ...

چند روز پیش به درخواست یکی از دوستانم در سایت Yahoo  آدرس ایمیل ایجاد میکردم که متوجه شدم نام ایران از لیست نام کشورهای Yahoo Mail حذف شده... 

Yahoo هم ایران را تحریم کرد.

چاره کار چیست؟

تبريك

 

                      هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ

                                        از يمن دعاي شب و ورد سحري بود.

     عيد فطر بر همه دوستان و آشنايان و مسلمین مسلمان تبريك و تهنيت باد.

زیبایی...

زیبایی حاصل کنار هم قرار گرفتن اجزائیه است که آنچنان با هم هماهنگ هستند بطوریکه نیاز نیست چیزی به آن اضافه شود و یا چیزی برداشته و چیزی دیگر جایگزین آن شود.

خدایان در آیینها (قسمت آخر)

معتقدات ژاپن :

از آئين هاي ابتدايي اينان ميتوان به آنيميسم ، توتميسم ، پرستش آلات تناسلي و شينتو اشاره كرد . آئين شينتوئيسم هم اكنون نيز در ميان ژاپنيها رايج است. در شينتو قديم تعداد خدايان زيادي موجود بود . از قبيل ارواح و نفوس ، امپراطور ، درخت ، گياه ، صخره ، حيوانات و همچنين ارواح مردگان خيلي مقدس بودند . يكي از كتابهاب مقدس اين آئين (نيهونگه) مي باشد كه در آن از خدايان آسمان ، حفاظت و نگهباني، بركت و حاصلخيزي نام برده شده است . اينان نيز الهه مذكر و مونث داشتند و همچنين الهه خورشيد . آئين شينتو بعدها با ورود آئين كنفيسوس و ديگر آئينها دچار تغيير گشت و خدايان ديگري نيز به اين جمع اضافه شد . از جمله دستورهاي آئين جديد تقديس و پرستش نياكان و تكريم امپراطور مي باشد.

توتميسم :

غير از آئين هاي مشخص كه ذكر گرديد ، برخي از اقوام و قبائل مختلف آسيايي ، اروپايي آمريكايي استراليايي و آفريقايي عقايدي از گذشتگان داشته و دارند كه از آن تعبير به بت پرستي مي شود . اما در جامه شناسي آنرا تحت عنوان توتميسم و آني ميسم مي شناسند .

مباني عمده آئين توتميسم بر سه اصل استوار است : 1- توتم 2- مانا 3- تابو

قبل ازتوضيح بايد عبارت كلان Clan نيز تعريف گردد . در آئين توتمي ، كلان بعنوان ساده ترين جامعه ايست كه از اجتماع بزرگتري زائيده نشده است (مستقل ) و ارتباط ميان اعضاي كلان مبتني بر همخوني نيست بلكه صرفا داشتن يك توتم مشترك است پس كلان يك جامعه ديني خانوادگي و سياسي مي باشد.

1- توتم : اين لفظ بنوعي از موجودات و اشياء، مخصوصا حيواناتي كه اعضاء كلان ، آنرا مقدس شمرده و يا جد خود مي پندارند اطلاق مي گردد . اين موجودات مقدس غالبا عبارتند از : گارميش ، عقاب ، طوطي، كانگورو، شاهين ، تمساح و در مورد نباتات مثل : بوته چاي و غيره عضوهاي كلان معمولا مجسمه توتم خود را بر سر خانه خود و در ميادين نصب كرده و گاهي بر بدن خود خالكوبي مي كنند آنها همچنين شكل خود را مثل توتم مورد نظر مي كنند . در آئين توتمي هر يك از قواي طبيعت بر توتمي خاص منسوب ميشود. در يكي از قبايل استراليا آفتاب را در قالب مرغي بنام كاكائوئس سفيد تصور مي كردند و ماه را بنام كاكائوئس سياه ميخواندند .

2- مانا: منظور از اين لفظ يك نيروي غير عيني مي باشد كه در همه جا پراكنده و منتشر است و بين همه موجودات مشترك است . مانا در شيئي معين مستقر نيست بلكه در هر شيئي ممكن است ظهور كند . اين مورد امروزه نيز رايج است گاهي افرادي كه حتي منكر خدا مي شوند كماكان به يك نيرو يا انرژي و يا چيزي شبيه به اين اعتقاد دارند كه ، بين انسانها موجود است و شايد شنيده باشيد كه گفته مي شود :

خداي هم كه نباشد ولي يك چيزي هست (جهل نو ).

3- تابو: منظور اصول و مقرراتي است كه بموجب آن بعضي اعمال ويا اشيأ حرام و ممنوع مي گردد و خود آن عمل حرام را تابو مي ناميدند .

گاه تابو در مجموع مناسك آئين توتمي نيز بكار مي رود . كساني كه توتم آنها گاو است از خوردن گوشت آن محرومند .

آني ميسم:

اين آئين بمعني قائل بودن  روح يا نفس مستقل براي هر چيز مي باشد . اين آئين را بسختي مي توان از نمونه هاي شبيه مثل مانا  و تابو مشخص كرد .

در آني ميسم ارواح و نفوس نقش اساسي عالم را بر عهده دارد و جهان آكنده از ارواح و انفس موذي و مفيد است. آنيميستها معتقدند رودي كه در جريان است بادي كه مي وزد آبشاري كه زمزمه مي كند، تاريكي اسرارآميز شب وهمگي داراي ارواح و انفسند .

اينها همچنين معتقداند روح آدمي ممكن است موقتاً جسم را ترك كرده و فاصله بگيرد و يا ممكن است كسي روح ديگري را بدزدد . سحر و جادو در آنيميسم به منزله فنون جنگي مي تواند بكار رود بر عليه ارواح موذي.

 

منابع:

۱-  ستاری جلال - چهار سیمای اسطوره ای. نشر مرکز.

۲- پیر بایار ژان - ترجمه جلال ستاری. رمزپردازی آتش. نشر مرکز.

۳- و...

خدایان در آیینها (3)

معتقدات هند :

هند از لحاظ داشتن مذاهب عجيب و غريب در دنيا منحصر بفرد مي باشد . قديمترين اديان هند يعني هندوايسم يا (آئين هندو) و انشعابات سه گانه آن (ودائي) و (برهمني) و (هندو) مي باشد. شعب ومذاهبي كه از آئين هندو (آخرين سه گانه) بوجود آمده ميتوان به (بهاگتي ) ، (براهما  سماج ) و (آريا سماج) و (سيكها ) اشاره كرد .

دو مذهب مهم ديگري كه در مقابل آئين هندو بوجود آمده اند عبارتند از: 1- آئين بودايي 2- آيين جيني

آئين ودائي :

كلمه ودا veda بمعني معرفت و دانشي است كه از طريق سمع حاصل ميگردد . اين آئين مبتني بر كتابي قديمي بنام (ودا) مي باشد كه مشتمل بر چهار بخش است : 1- ريگ ودا ( سرودهاي ستايش ) 2- ساما ودا (كتاب آهنگها) 3- يا جور ودا (كتاب دستورهاي قرباني ) 4- آتاروا ودا ( آداب و رسوم  سحر و جادو).

الهه اي كه نامش بيش از همه برده مي شود ، ايندرا (خداي طبيعت و الهه طوفان و باران و رعد و برق و صاعقه و خدايي ملي و جنگجو و سلحشور كه بنفع قوم پرستنده خود به پيكارهاي پيروزمندانه دست مي زند) است كه خيلي از سرودها بنام اوست در مقابل ايندرا ، الهه ديگري بنام (وارونا) قرار دارد كه خداي حكمت و عقل است، وارونا ابتدا خداي شب و آسمان پر ستاره بود . ميترا خداي روز و روشنايي و آسمان درخشان است كه خداي حق و عدالت محسوب مي گردد . از جمله خدايان ديگر اين آئين Prithivimater يا خداي زمين، Diaouspitar خداي پدر، Sourya خداي خورشيد و Vata  الهه باد مي باشند.  پيروان اين آئين براي خدايان خود قرباني مي كردند كه اين قرباني هم مي توانست حيوان و يا انسان باشد .

آئين برهمني :

اين آئين همان آئين ودائي است با شكلي نو. اين تفاوت در عقايد و سپس در عمل متجلي گرديده است . لغت برهمن نخست در آداب و رسوم قرباني و سپس براي مجريان اين رسوم و روحانيون بكار برده شد .

كتابهاي مقدس اين آئين (برهمانا) و (اوپانيشادها) مي باشد . در اين آئين مردم به چهار طبقه تقسيم ميشوند : 1- برهمنان 2- كشايرا (حكام و جنگجويان ) 3- وايسيا (گله داران و كشاورزان ) 4- سودرا ( كارگران و صنعتگران).

در اين فلسفه معتقد بودند كه برهمن بمعني ذات مطلق مي باشد و بدين علت برهمنان از تمامي مردم رتبه بالاتري داشتند . (آتمن) را جان جهان مي دانستند ، (كرما) را اعمال مي پنداشتند و (سامسا) را بمعني تناسخ (تجديد حيات در قالبي ديگر) و (موكشا) را راه نجات مي دانستند .

 

آئين هندو:

اين آئين امروزه در هندوستان داراي طرفداراني بيش از ساير آيينها مي باشد. اين آئين سومين شكل آئين موجود در هندوستان است . هندوها در عين حال كه خدايان گوناگون را مي پرستند به وجودي قاهر كه در راس قرار دارد نيز معتقدند و آنرا خارج از قوه فهم مي دانند. آنها معتقدند كه اين خدا حقيقت خود را در سه مرحله متجلي كرده است .

1- مظهر خالقيت: حقيقت خالقيت خدا در شخص (برهما) تجلي كرده و او خالق اين عالم است .

2- مظهر محافظت: حقيقت نگاهباني خدا در شخص (ويشنو) تجلي كرده و او حافظ موجودات اين عالم است.

3- حقيقت قاهريت خدا: از لحاظ ميراندن و فاني كردن در شخص (شيوا) ظهور كرده و او مصدر اعدام در اين عالم است.

علاوه بر سه الهه فوق الذكر مواردي ديگر نيز موجود است . (راما ) خداي عقل ، (كريشنا )خداي حكمت،  (گانش ) خداي حكمت و عقل .

كتب مقدس اينها عبارتند از: 1- مهابهاراتا  2- پورانا  3- رامايانا

از نظر اينها خداوند بعد از متجلي شدن در (برهما) و (ويشنو ) و (شيوا )  از تمام امور كناره گرفت و كار را بدانها واگذار كرد . همچنين معتقدند كه خداي نگهبان (ويشنو ) بصورتهاي مختلف در آمده از قبيل : صورت ماهي، صورت خرچنگ ، صورت گراز و (كريشنا) كه هشتمين تجسم ويشنو است از باقي مشهورتر است و مجسمه هاي وي را در هند مي فروشند . (شيوا) را نيز با دو الهه خون آشام ديگر (دورگا) و (كالي ) شريك مي دانند .

اينها براي گاو همچون ارواح مردگان ارزش قائلند و كشتن گاو در اين كشور ممنوع است . گاهي در اعياد ، مسلمين گاو قرباني ميكنند كه در بعضي مواقع ميان مسلمين وهندوها درگيري بوجود مي آيد. اينها گاو ماده را مظهر تمامي الهه ها مي دانند و براي آن در عالمي ديگر مقامي بالا قائلند همچنين براي بوزينه ، مار، درختان مقدس نيز تقدس قائلند. 

آئين جيني :

اين آئين در برابر مقدسات آئين هاي هندي بروز پيدا كرد كتب مقدسه اينها عبارتند از : اصلي ترين كتاب (آگاماس) نام دارد . اين آئين رفتار پاك را شرط اصلي رستگاري مي داند . اين آئين مواردي همچون تناسخ ( سامسارا ) ، كرما ( اعمال ) ، وحدت و اتصال را از آئين برهمني پذيرفته با اندكي تغيير.  در اين آئين از وحدت و اتصال به (نيروانا) تعبير مي گردد . بنظر اينها ماده و روح با يكديگر مرتبطند و به اصالت هر دو معتقدند. بنظر اينان جهان متشكل از جيوا ( ارواح و ذرات جاندار ) و آجيوا ( انواع مواد ) مي باشد . اينها معتقدند كه زندگي با مرگ پايان نمي يابد و هر مخلوقي محكوم است دوباره متولد گردد و بميرد .

از جمله تعليمات اينان رياضت و ترك دنيا ، نيازردن هيچ حيوان ، ترك بخل و حسد و كينه انتقام جويي، دروغ، بردباري و شكيبا بودن ، اعتماد نكردن به زن و مي باشد . در عمل فقط راهبان از جان گذشته با اين اعمال سخت مي توانند دوام آورند .

 آئين بودا :

همانطور كه گفته شد در حدود قرن ششم قبل از ميلاد در مقابل آئين برهمني ، دو آئين جيني و بودائي پديد آمدند. بودايي بجز در هندوستان در كشورهاي ديگر نيز متداول گرديده است .

بودا به هنگام مرگ مي گويد : آدمي بايد از تمامي آنچه را كه دوست مي دارد ، محروم شود چگونه فردي كه ساخته و پرداخته ، آفريده شده است و لحظه به لحظه در معرض بي ثباتي قرار دارد از ميان نرود اين امري محال است .

در اين آئين در مورد روح و خدا و آغاز و سرانجام جهان بحثي بميان نمي آيد . وقتي پيروان بودا در ارتباط با ماورالطبيعه از او مي پرسند مي گويد : بگذار آنچه را كه من كشف نكرده ام همانطور باقي ماند . همچنين مي گويد : بحث در ابديت عالم و يا پايان آن براي ما بيهوده مي باشد . من بدين دنيا نيامده ام اين مسائل را تشريح كنم بلكه آمده ام راه نجاتي براي فرار از دردها بيابم .

بودا معتقد است سراسر زندگي مملو از درد رنج است و دنيا وهستي را عبارت از يك سلسله حوادث وعوارض ناپايدار وزودگذر مي بيند ودر سراسر  دنيا هيچ چيز ثابت ومطلقي را نمي بيند وي همچنين معتقد بر تناسخ (تجديد حيات) مي باشد . براي رسيدن به نيروانا (كمال) بودا چهار حقيقت در پيش رو مي گذارد:

1- (دوكا) يا درد و رنج : اين دنياي بي ثبات سراسر رنج است و اين دنياي ناپايدار چيزي براي دلخوشي ندارد.

2- سمودايا (شهوات وتمنيات ) : ريشه تمام دردها در علايق وابستگي هاي انسانيت ميباشد.

3- نارگا (خاموش كردن آتش شهوات ) : بايد عطش انساني را به رنجهاي بشري از قبيل تولد و ميل به بقا و...  را از بين برد .

4- مارگا (طريقه اصلاح) : بايد با كنترل اعمال و تفكر خود از دوباره افتادن به دام هستي (تناسخ) جلوگيري كرد.

معتقدات چينيان:

اين معتقدات شامل سه مرحله (آئين كهن چين) و ( تائوئيسم) و (آئين كنفيسوس) است.

آئين كهن چين :

بنظر چينيان در جهان دو اصل حاكم مي باشد:

1- يانگ yang : كه نر و روشن و مثبت وفاعل وحركت است.

2- يينyin    : كه مونث ، تيرگي ، انفعال و سكون مي باشد .

با توجه به وحدت عالم  اين دو اصل داراي تفاوتهاي آشكاري با يكديگر هستند (مونث ومذكر ) و اين تفاوت تنها در قلمرو انسان نمي باشد بلكه تمام كائنات  را در بر مي گيرد. سطح خارجي اشيا (يانگ) و درون آنها (يين) تابستان و حرارت (يانگ) و زمستان و رطوبت (يين) بدنبال همين فلسفه ، ثنويت Dualisme بوجود آمد.

خداي (شانگ تي ) كه مظهر اصل مذكر است و خداي چرخ فلك نيز خوانده مي شود ، مورد پرستش واقع گرديد و معتقد گرديدند كه نيك و بد اعمال را در همين دنيا جزا و پاداش مي دهد و نيكوكاران را عمري دراز  وبدكاران را كوتاه عمر مي سازد و در مواقع بدي و عصيان عمومي، بلاي سخت ميفرستد.. در مرتبه بعد به (هاتين ) H a t i n  كه مظهر مونث و يا الهه مونث قلمداد مي شد ، توجه مي كردند و او را نيز ستايش مي كردند . از خدايان ديگر مي توان به خداي حاصلخيزي  باران و برف و باد و آتش و كوه و اشاره كرد . 

از موارد مهم ديگر مي توان به پرستش نياكان اشاره كرد . اينكار بنوعي مرده پرستي مي باشد در اعماق اعتقادات آنها بوده  و چينيها در رفع مشكلات به ارواح مر دگان متوسل ميگرديدند. در پرستش مردگان نيز ابتدا اجداد پدري اهميت داشتند . بهمين ترتيب اگر كسي صاحب فرزند دختري مي شد همه به او تسليت مي گفتند و اين امر را بر خشم اجداد و نياكان مي پنداشتند و اغلب نوزاد دختر را به صحرا مي انداختند و يا به برده فروش مي دادند .

تائوئيسم (Taoism) :

اين آئين امروزه در چين در حدود پنجاه ميليون طرفدار دارد . اين آئين عبارت است از تعاليم شخصي بنام لائوتسه كه در حدود قرن ششم قبل از ميلادي زيسته است . كتب مقدس اينان عبارت است از (تائوته چينگ ) يعني كتاب صراط و فضيلت كه كوچكترين كتاب مذهبي جهان مي باشد و شامل هشتاد و يك قطعه شعر است و اين كتاب تاليف خود لائوتسه مي باشد . كتاب بعدي را چوانگ نوشته كه از پيرامون لائوتسه است و كتاب او نيز مقدس است .

اولين اصل آموزشي اين آئين (تائو) مي باشد . تائو عبارت است از روح كيهاني است كه بر سرتاسر هستي سايه افكنده و انسان بايد با آن يكي گردد . مي گويند : تائو يك راه ابدي است و همه مخلوقات از اين راه مي گذرند ولي هيچ چيز اين راه را بوجود نياورده زيرا خودش عين وجود است و تائو همه چيز است و هيچ چيز نيست . بعقيده لائوتسه زندگي بشر از محل درخشاني كه از اعماق فضا جاي دارد مي آيد . آدمي تا روي زمين است بايد سعي كند تا به اصل خويش از طريق رياضت و تهذيب دست يابد. آموزش علم در اين آئين تقبيح ميگردد و انسان را تشويق به بي تفاوتي و بي تحركي مي كند .

آئين كنفسيوس :

اين آئين در حال حاضر با افزوده هايي در شمار پر طرفدارترين آئين ها در چين مي باشد . اين آئين از سال 501 قبل از ميلاد شروع گرديده است . كتابهاي مقدس اين آئين عبارتند از : يي چينگ (كتابي كه بقول پيروان آن حاوي تمامي علوم و معرفتهاست ولي فهم آن خيلي دشوار است ) 2- شوچينگ (مشتمل بر قسمتي از تاريخ چين قديم ) 3- شي چينگ (شامل سرودها و اوراد ) 4- لي چي چينگ (آداب و تشريفات مذهبي ) 5- چون چير (اثر خود كنفسيوس شامل وقايع مربوط به خود او ) .

عقايد اين آئين  چيز جديدي نمي باشد و شامل خراقات در چين است يعني توجه به الهه ، نيايش به ارواح ، پرستش آسمان براي امپراطور ، سرورها ، جادوها و از نظر ديني ،  اين آئين ، كهنه پرستي مي باشد . اگر از يك چيني بپرسيد دل كدام طرف است مي گويد چه اهميت دارد سر جايش كه باشد درست است بعبارتي روش لاادريون را دارند .

تعاليم اساسي كنفسيوس :

1- لي : آدمي موظف است تكاليف حتمي خود را در زمانهاي معين انجام دهد .

2- شو : آنچه انسان بر خود روا نمي دارد بر ديگران نيز روا ندارد .

3- تشنتز : يعني مرد كامل  و آزاده شخصي است كه در هر شرايط مي كوشد رفتار خود را حفظ كند .

 

خدایان در آیینها (2)

معتقدات مصريان :

به هنگام ظهور اسلام مصر بعنوان يكي از ملل نيرومند و متمدن محسوب مي گرديد كه با ابداع خط هيروگليني و پيشرفت در شناخت علوم رياضي و بعنوان يكي از مراكز بزرگ فرهنگی جهان شناخته شده بود . از سال 30 قبل از ميلاد كه مصر بدست سپاهيان رومي گشوده شد همواره مورد تاخت و تاز و تجاوز امپراطوري روم قرار داشت و قسمتي از ايالات مهم آن مانند نيل و دلتا مدتها مورد تاخت وتاز روميان و ساسانيان بوده است.

طبق تحقيق در بعضي از نواحي مصر اديان يهود و مانويت و مجوس و مسيحت وجود داشته ولي اكثرا مصريان داراي آئين پلي ته ايسم (چند خدايي ) بوده و معتقد به الهه و اصنام بسيار زيادي بودند و گروهي نيز هنوته ايسم بوده اند بدين معني كه يكي از خدايان را برتر از باقي مي دانستند. در مصر قديم در هر ناحيه مردم الهه و معبود ويژه اي مي پرستيدند به همين جهت در هر ناحيه به اسم تازه اي از الهه بر مي خوريم كه مجموعاً بالغ بر2000 الهه مي شدند و طرز ستايش  آنها نيز متفاوت بود. طوايف مختلف مصريان به «اوزيريس» يا خداي اموات و جهان حشر، «غب» خداي زمين ، «نات» خداي آسمانها و خداي كه هميشه پيروز است، «اورفه» خداي عيش و نوش و زندگي ، «ثوت» خداي مرغان، «ايبس وآنوبيس» خداي كارهاو مشاغل و  معتقد بود اند .

گروهي نيز دره ورود نيل و فراعنه را پرستش مي كردند و علاوه بر اينها حيوانات فراواني چون قوچ، تمساح ، گربه ماده ، لك لك ، و نباتات فراواني مثل پياز مورد پرستش بوده اند . از جمله خدايان ديگر مصري : «رع» الهه خورشيد ، «سو» الهه هوا ، تيفنيث الهه فضا ، «ايزيس» الهه زمين حاصلخيز، «سيت» الهه صحرا ، «نيفتس» الهه زمين لم يزرع و موات .

مصريان هر شخصي را داراي دو روح مي دانستند:  1- ربا  2- كا  (روح جاويد كه هرگز نمي ميرد) و مراجعت (كا) را با جسم سالم متصور بوده اند .

 

 معتقدات يونانيان :

در روزگاران كهن يونانيان يكي از مشعلداران تمدن بوده اند و اولين كساني بودند كه رأي اكثريت مردم را  در حكومت دخالت مي دادند .

كمتر قومي را مي توان يافت كه دانشمندان بنامي در قرنهاي 5 و6 و7 قبل از ميلاد داشته باشند ولي يونانيان داراي اين افتخار بودند . اسكندر مقدوني كه شاگرد ارسطو بود دست به كشور گشايي زد و خواست تا يونان را گسترش دهد و تا حدودي نيز موفق گرديد ولي بعد از مرگ وي سركردگانش دچار اختلاف گرديدند و رومي ها نيز كه قدرت يافته بوده اند به يونان حمله كرده واستقلال آنرا به كلي تغييردادند.

در يونان نيز آثار توتميسم- آنيميسم ، همراه وحدت وجودي و يكتا پرستي و ماترياليسيم  و  مشاهده مي گرديد.

يونانيان درباره زمين و آسمان، ماه، خورشيد، ستاره، باد، آتش و اشيا ديگر، تصوراتي دارند كه معتقدات ديني آنهاست و هر گروهي يكي از اين اشيأ را شايسته پرستش مي دانند و بمرور زمان براي هر كدام از آنها (رب النوع) فرض كرده و به پرستش آنها پرداختند . به نظر يونانيان تمامي اين خدايان متصوره (رب النوع) داراي حالات بشري در نوع شديد آن بوده اند .

اسامي برخي از نامي يونانيان به شرح زير مي باشد :

 «اورانوس» الهه آسمان، «سلند» الهه ماه ، «پلوتون» الهه مردگان ، «گئا» الهه زمين، «پوسيدون» الهه دريا، «پان» الهه جنگل ، «با كوس» الهه شراب، و از اين قبيل. گروهي ديگر به خداي خداياني كه آنرا «زئوس» ميناميدند، عقيده داشتند ليكن بعد از شيوع مسيحيت اكثر يونانيان كه از اتباع روم بودند به مسيحيت گرويدند.

خدایان در آیین ها (1)

تحقيقات انسان شناسانه درباره ی جوامعی که به علت دور افتادگی از جريان اصلی تمدن کماکان به صورت بدوی باقی  مانده اند، می تواند همراه با عوامل ديگر، کليدی را برای تحول تاريخی دين به دست آورد. بسياری از انسان شناسان برآنند که انسانهای اوليه طی هزاران سال متمادی هيچ ديدی از خدا و دين نداشته اند. دين درمرحله ی معينی از تحول نظام کمون های نخستين به عنوان بازتاب ناتوانی انسان دربرابر نيروهای ترسناک وغيرقا بل درک طبيعت پديدار شد: "انسان اوليه که به آسانی درپی رابطه ی علت ومعلولی نمی رود، با اضطراب واقعی در برابر نيروهای نا شناخته وغير معمول عکس العمل نشان ميدهد...او تمايل دارد باورکند که قدرتی ناشناخته ونامرئی برا ين نيروها حاکم است که فراتر از عادات روزمره او عمل می کند. انسان شناسان اين نيرو را "ما نا" می نامند.

   نخستين شکل دين، پرستش طبيعت و خداسازی نيروهای طبيعی بود. انسان نخستين، تصور میکرد که اشياء، گياهان، حيوانات و پديده های طبيعی دارای روح هستند (آنميسم) و برای چيرگی بر آنها می کوشيد که روح آنها را خشنود سازد. انسان اوليه به محض آ نکه حيوان، گياه يا هر چيزی که نيرومند تر از خود ش می ديد، آنرا به عنوان "توتم" يا نمادِ قبيله ی خود انتخاب می کرد و آنرا بالاتر از خود و محيط پيرامون خود قرار می داد و به تکريم و تقد يس آن دست می زد تا قبيله اش را  از بدبختی حفظ و در فعاليتهای روزمره ياری دهد.

دوران برده داری همزمان بود با پرستش خدايان متعدد که اغلب بازتابی بودند از روابط اجتماعی آن دوران. بد ين ترتيب که خدايان اغلب دارای سلسله مراتب بوده و هر يک وظيفه خاصی به عهده داشتند. روابط بين آنها نيز مانند روابط بين انسانها با دوستی و دشمنی و قهر وآشتی همراه بود. تعدادِ اين خدايان بيش از حد زياد است و بررسی هويت و وظا يف هر يک از آنها در آئين هاي مختلف از بحث خارج است. لذا در اين مقاله سعي شده است چكيده اي از اعتقادات و باورهاي آئينها را نسبت به خدايان مختلف كه پرستش نيروهای طبيعی و خدايان متعدد به کمک اسطوره تبيين می شد، مورد بررسي قرار دهيم. اسطوره درواقع تصويری است تخيلی در جهت تعميم و توضيح پديده های گوناگون طبيعی و اجتماعی. در اسطوره نيروها و پديده های طبيعی به شکل روح، خدا، غول، ديو و نظاير آنها شخصيت می يابند. اسطوره همچنين طبيعت را بصورت هنری ليکن ناآگاهانه باز توليد می کند. ادامه دارد...