تحقيقات انسان شناسانه درباره ی جوامعی که به علت دور افتادگی از جريان اصلی تمدن کماکان به صورت بدوی باقی  مانده اند، می تواند همراه با عوامل ديگر، کليدی را برای تحول تاريخی دين به دست آورد. بسياری از انسان شناسان برآنند که انسانهای اوليه طی هزاران سال متمادی هيچ ديدی از خدا و دين نداشته اند. دين درمرحله ی معينی از تحول نظام کمون های نخستين به عنوان بازتاب ناتوانی انسان دربرابر نيروهای ترسناک وغيرقا بل درک طبيعت پديدار شد: "انسان اوليه که به آسانی درپی رابطه ی علت ومعلولی نمی رود، با اضطراب واقعی در برابر نيروهای نا شناخته وغير معمول عکس العمل نشان ميدهد...او تمايل دارد باورکند که قدرتی ناشناخته ونامرئی برا ين نيروها حاکم است که فراتر از عادات روزمره او عمل می کند. انسان شناسان اين نيرو را "ما نا" می نامند.

   نخستين شکل دين، پرستش طبيعت و خداسازی نيروهای طبيعی بود. انسان نخستين، تصور میکرد که اشياء، گياهان، حيوانات و پديده های طبيعی دارای روح هستند (آنميسم) و برای چيرگی بر آنها می کوشيد که روح آنها را خشنود سازد. انسان اوليه به محض آ نکه حيوان، گياه يا هر چيزی که نيرومند تر از خود ش می ديد، آنرا به عنوان "توتم" يا نمادِ قبيله ی خود انتخاب می کرد و آنرا بالاتر از خود و محيط پيرامون خود قرار می داد و به تکريم و تقد يس آن دست می زد تا قبيله اش را  از بدبختی حفظ و در فعاليتهای روزمره ياری دهد.

دوران برده داری همزمان بود با پرستش خدايان متعدد که اغلب بازتابی بودند از روابط اجتماعی آن دوران. بد ين ترتيب که خدايان اغلب دارای سلسله مراتب بوده و هر يک وظيفه خاصی به عهده داشتند. روابط بين آنها نيز مانند روابط بين انسانها با دوستی و دشمنی و قهر وآشتی همراه بود. تعدادِ اين خدايان بيش از حد زياد است و بررسی هويت و وظا يف هر يک از آنها در آئين هاي مختلف از بحث خارج است. لذا در اين مقاله سعي شده است چكيده اي از اعتقادات و باورهاي آئينها را نسبت به خدايان مختلف كه پرستش نيروهای طبيعی و خدايان متعدد به کمک اسطوره تبيين می شد، مورد بررسي قرار دهيم. اسطوره درواقع تصويری است تخيلی در جهت تعميم و توضيح پديده های گوناگون طبيعی و اجتماعی. در اسطوره نيروها و پديده های طبيعی به شکل روح، خدا، غول، ديو و نظاير آنها شخصيت می يابند. اسطوره همچنين طبيعت را بصورت هنری ليکن ناآگاهانه باز توليد می کند. ادامه دارد...