معتقدات هند :

هند از لحاظ داشتن مذاهب عجيب و غريب در دنيا منحصر بفرد مي باشد . قديمترين اديان هند يعني هندوايسم يا (آئين هندو) و انشعابات سه گانه آن (ودائي) و (برهمني) و (هندو) مي باشد. شعب ومذاهبي كه از آئين هندو (آخرين سه گانه) بوجود آمده ميتوان به (بهاگتي ) ، (براهما  سماج ) و (آريا سماج) و (سيكها ) اشاره كرد .

دو مذهب مهم ديگري كه در مقابل آئين هندو بوجود آمده اند عبارتند از: 1- آئين بودايي 2- آيين جيني

آئين ودائي :

كلمه ودا veda بمعني معرفت و دانشي است كه از طريق سمع حاصل ميگردد . اين آئين مبتني بر كتابي قديمي بنام (ودا) مي باشد كه مشتمل بر چهار بخش است : 1- ريگ ودا ( سرودهاي ستايش ) 2- ساما ودا (كتاب آهنگها) 3- يا جور ودا (كتاب دستورهاي قرباني ) 4- آتاروا ودا ( آداب و رسوم  سحر و جادو).

الهه اي كه نامش بيش از همه برده مي شود ، ايندرا (خداي طبيعت و الهه طوفان و باران و رعد و برق و صاعقه و خدايي ملي و جنگجو و سلحشور كه بنفع قوم پرستنده خود به پيكارهاي پيروزمندانه دست مي زند) است كه خيلي از سرودها بنام اوست در مقابل ايندرا ، الهه ديگري بنام (وارونا) قرار دارد كه خداي حكمت و عقل است، وارونا ابتدا خداي شب و آسمان پر ستاره بود . ميترا خداي روز و روشنايي و آسمان درخشان است كه خداي حق و عدالت محسوب مي گردد . از جمله خدايان ديگر اين آئين Prithivimater يا خداي زمين، Diaouspitar خداي پدر، Sourya خداي خورشيد و Vata  الهه باد مي باشند.  پيروان اين آئين براي خدايان خود قرباني مي كردند كه اين قرباني هم مي توانست حيوان و يا انسان باشد .

آئين برهمني :

اين آئين همان آئين ودائي است با شكلي نو. اين تفاوت در عقايد و سپس در عمل متجلي گرديده است . لغت برهمن نخست در آداب و رسوم قرباني و سپس براي مجريان اين رسوم و روحانيون بكار برده شد .

كتابهاي مقدس اين آئين (برهمانا) و (اوپانيشادها) مي باشد . در اين آئين مردم به چهار طبقه تقسيم ميشوند : 1- برهمنان 2- كشايرا (حكام و جنگجويان ) 3- وايسيا (گله داران و كشاورزان ) 4- سودرا ( كارگران و صنعتگران).

در اين فلسفه معتقد بودند كه برهمن بمعني ذات مطلق مي باشد و بدين علت برهمنان از تمامي مردم رتبه بالاتري داشتند . (آتمن) را جان جهان مي دانستند ، (كرما) را اعمال مي پنداشتند و (سامسا) را بمعني تناسخ (تجديد حيات در قالبي ديگر) و (موكشا) را راه نجات مي دانستند .

 

آئين هندو:

اين آئين امروزه در هندوستان داراي طرفداراني بيش از ساير آيينها مي باشد. اين آئين سومين شكل آئين موجود در هندوستان است . هندوها در عين حال كه خدايان گوناگون را مي پرستند به وجودي قاهر كه در راس قرار دارد نيز معتقدند و آنرا خارج از قوه فهم مي دانند. آنها معتقدند كه اين خدا حقيقت خود را در سه مرحله متجلي كرده است .

1- مظهر خالقيت: حقيقت خالقيت خدا در شخص (برهما) تجلي كرده و او خالق اين عالم است .

2- مظهر محافظت: حقيقت نگاهباني خدا در شخص (ويشنو) تجلي كرده و او حافظ موجودات اين عالم است.

3- حقيقت قاهريت خدا: از لحاظ ميراندن و فاني كردن در شخص (شيوا) ظهور كرده و او مصدر اعدام در اين عالم است.

علاوه بر سه الهه فوق الذكر مواردي ديگر نيز موجود است . (راما ) خداي عقل ، (كريشنا )خداي حكمت،  (گانش ) خداي حكمت و عقل .

كتب مقدس اينها عبارتند از: 1- مهابهاراتا  2- پورانا  3- رامايانا

از نظر اينها خداوند بعد از متجلي شدن در (برهما) و (ويشنو ) و (شيوا )  از تمام امور كناره گرفت و كار را بدانها واگذار كرد . همچنين معتقدند كه خداي نگهبان (ويشنو ) بصورتهاي مختلف در آمده از قبيل : صورت ماهي، صورت خرچنگ ، صورت گراز و (كريشنا) كه هشتمين تجسم ويشنو است از باقي مشهورتر است و مجسمه هاي وي را در هند مي فروشند . (شيوا) را نيز با دو الهه خون آشام ديگر (دورگا) و (كالي ) شريك مي دانند .

اينها براي گاو همچون ارواح مردگان ارزش قائلند و كشتن گاو در اين كشور ممنوع است . گاهي در اعياد ، مسلمين گاو قرباني ميكنند كه در بعضي مواقع ميان مسلمين وهندوها درگيري بوجود مي آيد. اينها گاو ماده را مظهر تمامي الهه ها مي دانند و براي آن در عالمي ديگر مقامي بالا قائلند همچنين براي بوزينه ، مار، درختان مقدس نيز تقدس قائلند. 

آئين جيني :

اين آئين در برابر مقدسات آئين هاي هندي بروز پيدا كرد كتب مقدسه اينها عبارتند از : اصلي ترين كتاب (آگاماس) نام دارد . اين آئين رفتار پاك را شرط اصلي رستگاري مي داند . اين آئين مواردي همچون تناسخ ( سامسارا ) ، كرما ( اعمال ) ، وحدت و اتصال را از آئين برهمني پذيرفته با اندكي تغيير.  در اين آئين از وحدت و اتصال به (نيروانا) تعبير مي گردد . بنظر اينها ماده و روح با يكديگر مرتبطند و به اصالت هر دو معتقدند. بنظر اينان جهان متشكل از جيوا ( ارواح و ذرات جاندار ) و آجيوا ( انواع مواد ) مي باشد . اينها معتقدند كه زندگي با مرگ پايان نمي يابد و هر مخلوقي محكوم است دوباره متولد گردد و بميرد .

از جمله تعليمات اينان رياضت و ترك دنيا ، نيازردن هيچ حيوان ، ترك بخل و حسد و كينه انتقام جويي، دروغ، بردباري و شكيبا بودن ، اعتماد نكردن به زن و مي باشد . در عمل فقط راهبان از جان گذشته با اين اعمال سخت مي توانند دوام آورند .

 آئين بودا :

همانطور كه گفته شد در حدود قرن ششم قبل از ميلاد در مقابل آئين برهمني ، دو آئين جيني و بودائي پديد آمدند. بودايي بجز در هندوستان در كشورهاي ديگر نيز متداول گرديده است .

بودا به هنگام مرگ مي گويد : آدمي بايد از تمامي آنچه را كه دوست مي دارد ، محروم شود چگونه فردي كه ساخته و پرداخته ، آفريده شده است و لحظه به لحظه در معرض بي ثباتي قرار دارد از ميان نرود اين امري محال است .

در اين آئين در مورد روح و خدا و آغاز و سرانجام جهان بحثي بميان نمي آيد . وقتي پيروان بودا در ارتباط با ماورالطبيعه از او مي پرسند مي گويد : بگذار آنچه را كه من كشف نكرده ام همانطور باقي ماند . همچنين مي گويد : بحث در ابديت عالم و يا پايان آن براي ما بيهوده مي باشد . من بدين دنيا نيامده ام اين مسائل را تشريح كنم بلكه آمده ام راه نجاتي براي فرار از دردها بيابم .

بودا معتقد است سراسر زندگي مملو از درد رنج است و دنيا وهستي را عبارت از يك سلسله حوادث وعوارض ناپايدار وزودگذر مي بيند ودر سراسر  دنيا هيچ چيز ثابت ومطلقي را نمي بيند وي همچنين معتقد بر تناسخ (تجديد حيات) مي باشد . براي رسيدن به نيروانا (كمال) بودا چهار حقيقت در پيش رو مي گذارد:

1- (دوكا) يا درد و رنج : اين دنياي بي ثبات سراسر رنج است و اين دنياي ناپايدار چيزي براي دلخوشي ندارد.

2- سمودايا (شهوات وتمنيات ) : ريشه تمام دردها در علايق وابستگي هاي انسانيت ميباشد.

3- نارگا (خاموش كردن آتش شهوات ) : بايد عطش انساني را به رنجهاي بشري از قبيل تولد و ميل به بقا و...  را از بين برد .

4- مارگا (طريقه اصلاح) : بايد با كنترل اعمال و تفكر خود از دوباره افتادن به دام هستي (تناسخ) جلوگيري كرد.

معتقدات چينيان:

اين معتقدات شامل سه مرحله (آئين كهن چين) و ( تائوئيسم) و (آئين كنفيسوس) است.

آئين كهن چين :

بنظر چينيان در جهان دو اصل حاكم مي باشد:

1- يانگ yang : كه نر و روشن و مثبت وفاعل وحركت است.

2- يينyin    : كه مونث ، تيرگي ، انفعال و سكون مي باشد .

با توجه به وحدت عالم  اين دو اصل داراي تفاوتهاي آشكاري با يكديگر هستند (مونث ومذكر ) و اين تفاوت تنها در قلمرو انسان نمي باشد بلكه تمام كائنات  را در بر مي گيرد. سطح خارجي اشيا (يانگ) و درون آنها (يين) تابستان و حرارت (يانگ) و زمستان و رطوبت (يين) بدنبال همين فلسفه ، ثنويت Dualisme بوجود آمد.

خداي (شانگ تي ) كه مظهر اصل مذكر است و خداي چرخ فلك نيز خوانده مي شود ، مورد پرستش واقع گرديد و معتقد گرديدند كه نيك و بد اعمال را در همين دنيا جزا و پاداش مي دهد و نيكوكاران را عمري دراز  وبدكاران را كوتاه عمر مي سازد و در مواقع بدي و عصيان عمومي، بلاي سخت ميفرستد.. در مرتبه بعد به (هاتين ) H a t i n  كه مظهر مونث و يا الهه مونث قلمداد مي شد ، توجه مي كردند و او را نيز ستايش مي كردند . از خدايان ديگر مي توان به خداي حاصلخيزي  باران و برف و باد و آتش و كوه و اشاره كرد . 

از موارد مهم ديگر مي توان به پرستش نياكان اشاره كرد . اينكار بنوعي مرده پرستي مي باشد در اعماق اعتقادات آنها بوده  و چينيها در رفع مشكلات به ارواح مر دگان متوسل ميگرديدند. در پرستش مردگان نيز ابتدا اجداد پدري اهميت داشتند . بهمين ترتيب اگر كسي صاحب فرزند دختري مي شد همه به او تسليت مي گفتند و اين امر را بر خشم اجداد و نياكان مي پنداشتند و اغلب نوزاد دختر را به صحرا مي انداختند و يا به برده فروش مي دادند .

تائوئيسم (Taoism) :

اين آئين امروزه در چين در حدود پنجاه ميليون طرفدار دارد . اين آئين عبارت است از تعاليم شخصي بنام لائوتسه كه در حدود قرن ششم قبل از ميلادي زيسته است . كتب مقدس اينان عبارت است از (تائوته چينگ ) يعني كتاب صراط و فضيلت كه كوچكترين كتاب مذهبي جهان مي باشد و شامل هشتاد و يك قطعه شعر است و اين كتاب تاليف خود لائوتسه مي باشد . كتاب بعدي را چوانگ نوشته كه از پيرامون لائوتسه است و كتاب او نيز مقدس است .

اولين اصل آموزشي اين آئين (تائو) مي باشد . تائو عبارت است از روح كيهاني است كه بر سرتاسر هستي سايه افكنده و انسان بايد با آن يكي گردد . مي گويند : تائو يك راه ابدي است و همه مخلوقات از اين راه مي گذرند ولي هيچ چيز اين راه را بوجود نياورده زيرا خودش عين وجود است و تائو همه چيز است و هيچ چيز نيست . بعقيده لائوتسه زندگي بشر از محل درخشاني كه از اعماق فضا جاي دارد مي آيد . آدمي تا روي زمين است بايد سعي كند تا به اصل خويش از طريق رياضت و تهذيب دست يابد. آموزش علم در اين آئين تقبيح ميگردد و انسان را تشويق به بي تفاوتي و بي تحركي مي كند .

آئين كنفسيوس :

اين آئين در حال حاضر با افزوده هايي در شمار پر طرفدارترين آئين ها در چين مي باشد . اين آئين از سال 501 قبل از ميلاد شروع گرديده است . كتابهاي مقدس اين آئين عبارتند از : يي چينگ (كتابي كه بقول پيروان آن حاوي تمامي علوم و معرفتهاست ولي فهم آن خيلي دشوار است ) 2- شوچينگ (مشتمل بر قسمتي از تاريخ چين قديم ) 3- شي چينگ (شامل سرودها و اوراد ) 4- لي چي چينگ (آداب و تشريفات مذهبي ) 5- چون چير (اثر خود كنفسيوس شامل وقايع مربوط به خود او ) .

عقايد اين آئين  چيز جديدي نمي باشد و شامل خراقات در چين است يعني توجه به الهه ، نيايش به ارواح ، پرستش آسمان براي امپراطور ، سرورها ، جادوها و از نظر ديني ،  اين آئين ، كهنه پرستي مي باشد . اگر از يك چيني بپرسيد دل كدام طرف است مي گويد چه اهميت دارد سر جايش كه باشد درست است بعبارتي روش لاادريون را دارند .

تعاليم اساسي كنفسيوس :

1- لي : آدمي موظف است تكاليف حتمي خود را در زمانهاي معين انجام دهد .

2- شو : آنچه انسان بر خود روا نمي دارد بر ديگران نيز روا ندارد .

3- تشنتز : يعني مرد كامل  و آزاده شخصي است كه در هر شرايط مي كوشد رفتار خود را حفظ كند .